سعی کنید از عواطف و احساسات خود مطلع باشید. لحظه ای بحث را فراموش کرده و بر واکنشهای عاطفی خود متمرکز شوید. احساستان چیست؟ شرمندگی (از اینکه بحث به نفع او پیش میرود؟) ترس (که او دارد بد خلق میشود، امیدوارم کار بدی نکند؟) برتری (من در بحث جلوتر از او هستم و او هم اینرا میداند؟) از اینکه عواطف خود را ابراز کنید ترسی نداشته باشید. خوب به خودتان نگاه کنید و این حقیقت را بپذیرید که عصبانی هستید. اگر صادق باشید اعتراف خواهید کرد که ولتاژ عصبانیت شما بالا رفته است و فقط یک کمی رنجش یا درماندگی نیست. بررسی کنید که عواطف شما چگونه به آن مرحله رسیده است. از خودتان بپرسید که "چرا من عصبانی هستم؟ چرا همسرم با من اینطوری رفتار میکند؟" سعی کنید که رد پا را پیدا کرده و به سرمنشا برسید. شاید شما با یک نظر اجمالی عقده های نهفته ای مانند عقده حقارت را در خود بیابید که هرگز آنرا تشخیص نداده بودید یا ترس و ضعفی که نمیخواستید آنرا به همسرتان اعتراف کنید. عواطف خود را با همسرتان درمیان بگذارید. فقط حقایق را بیان کنید نه تفسیرها یا قضاوتها را. به همسرتان چیزی مثل این بگویید:" بیا تمامش کنیم، چون من دارم چیزهایی میگویم که واقعا منظورم گفتن آنها نیست و نمیخواهم این اتفاق بیفتد." هر کاری بکنید ولی همسر خود را مورد داوری قرار ندهید و او را متهم نکنید. تقصیر همسرتان نیست که شما عصبانی هستید. همسرتان را ملامت نکنید، حتی خود را هم سرزنش نکنید. تصمیم بگیرید که میخواهید با عواطفتان چه بکنید. بهترین کاری که در مرحله بعد باید انجام داد چیست؟ شاید بخواهید که به همسرتان بگویید" بیا از نو شروع کنیم." یا اگر لازم باشد " برای تو اهمیتی دارد اگر همین الان به این بحث پایان دهیم؟" در هر صورت بخاطر داشته باشید که شاید بهتر باشد بعدا به آن مطلب بپردازید و در غیر اینصورت مشکلات ادامه خواهند یافت و رشد کرده و هر دوی شما را عذاب خواهند داد. در کتابی بنام " ترمیم دو نفره خانواده" خانم ویرجینیا ساتیر تعدادی از مطالب فوق را مورد بررسی قرار میدهد و میگوید" کسیکه به روش درست و کارا با دیگری ارتباط برقرار میکند میتواند ۱-با استواری مسئله خود را بیان کند ۲-و با این وجود در همان حین مطالبی را که میگوید بطور شفاف، روشن سازد ۳-دائما نظر طرف خود را بخواهد و واکنش او را بداند ۴-و هنگامیکه واکنش او را فهمید نسبت به آن احترام بگذارد. ایده های دیگری در رابطه با نشان دادن عواطف به روش صحیح را میتوان در کتابی بنام " ازدواج صمیمی" از هاوارد و شارلوت کلینبل شنید" شاید یک زوج پرسیدن سوالاتی مانند این را مفید ببینند: آیا واقعا این مطلب آنقدر ارزش دارد که بر سر آن بجنگم یا همسرم چیزی گفته یا انجام داده است که عزت نفس مرا مورد تهدید قرار داده؟ در رابطه با این مطلب یا مشکل باید چه چیزی بخواهم و همسرم چه چیزی میخواهد که ما آنرا بدست نیاورده ایم؟ خود من در رابطه خانوادگی چه چیزی را باید در وسط بگذارم که نیازهای همسرم را برآورده کند؟ قدم کوچک بعدی که ما همین الآن میتوانیم با تبادل افکار برای رسیدن به هدف از این بحث، مشترکا برداریم؛ اصول اولیه برای فرو نشاندن خشم چیست؟ اینکه بدانیم عصبانیت چیست و علتهای آن کدامند، واکنشهای مختلف در هنگام عصبانیت، نظر کتاب مقدس درباره عصبانیت و واکنشهای درست و نادرست در برابر عصبانیت و غیره .. همگی به ما کمک میکنند. ولی آنچه که در نهایت مهم است این است که شما در برابر احساسات خشم آلود خود هنگامیکه با آنها دست به گریبان میشوید چه باید بکنید. بطور خلاصه ده اصل عملی برای رویارویی با احساس خشم و مهار کردن آن پیشنهاد میشود. البته به خاطر داشته باشید که یک مسیحی در میابد که او نیست که خشم خود (یا هر مسئله و مشکل دیگر) را به تنهایی و با قدرت خویش مهار میکند بلکه وی بر روح القدس متکی است تا او را راهنمایی کند و نیرو بخشد. شخص در زمانیکه احساس میکند خودش خوب است و فقط کمی عصبانی است بیشتر از هر زمان دیگری به روح القدس نیاز دارد. در غلاطیان ۵: ۱۹ و ۲۰ میخوانیم که هنگامیکه ما از تمایلات غلط خودمان پیروی میکنیم (یعنی از جسم) زندگی ما نتایج گناه آلودی را تولید میکند. و این نتایج که تحت نام ( ثمرات جسم) فهرست شده اند، عبارتند از: نفرت و دشمنی، حسادت و خشم... شکایت و انتقاد، احساساتی که در هر کس دیگر باشند نادرست هستند بجز خود شما!! از سوی دیگر هنگامیکه روح القدس زندگی ما را تحت فرمان خود در میآورد این ثمرات را در ما تولید میکند: محبت، شادی، آرامش، بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری،فروتنی و خویشتنداری... غلاطیان ۵ : ۲۲